به نظر می‌رسد که پشت بعضی از کودکان یادداشتی با این مضمون گذاشته شده است که : « مرا اذیت کنید، سر به سرم بگذارید». آن ها به طریقی به کودکان دیگر می‌فهمانند که سوژه‌های خوبی برای دست انداختن و عصبانی کردن هستند. نقاط ضعف آن ها بسیار مشخص است و همه می‌دانند که آن‌ها بسیار حساسهستند.

 هرکجا که می‌روند، این مشکل نیز با آن ها می‌رود، زیرا «پوست آن‌ها بیش از حد نازک است!» و واکنش‌های آن ها بیش از حد شدید هستند. کودکان، می‌توانند نسبت به یکدیگر بسیار بی‌رحم باشند.


 وقایع رو تجزیه و تحلیل کنید.

در مورد جملاتی که کودک را آزار می‌دهد، به گفتگو بپردازید.

   * برچسب‌های حرفی را که اذیت‌کنندگان به‌کار می‌برند، مشخص کنید. تمام حرف‌های عذاب‌آوری را که کودک به‌خاطر می‌آورد، بنویسید و سپس مواردی را که خودتان به یاد می‌آورید، به آن بیفزایید. چند روز متوالی، این حرف‌ها را ثبت کنید.

    * حرف‌ها یا لقب‌ها را تقسیم‌بندی کنید. بعضی حرف‌ها یا نام‌ها آنقدر بچه‌گانه، و یا به روشنی نادرست هستند که هر دوتان می‌توانید به آن‌ها بخندید؛ مانند : « کله‌ات برعکسه» «مادرت پوتین سربازی می‌پوشه ». برای کودکتان توضیح دهید که لازم نیست در چنین مواردی از خودش یا خانواده‌اش دفاع کند، و این حرف‌ها بی‌معنا هستند و ارزش پاسخگویی را ندارند. با این‌حال، اگر حرف‌های کودکان دیگر به نظر صحیح می‌رسند، نظیر : «پات بو می‌ده » یا «دماغت قد یه پرتقاله»، کودک باید بیاموزد، طوری پاسخ دهد که باعث بازداشتن مسخره‌کننده شود. این‌گونه رفتار می‌تواند به معنای تغییر در رفتار و یا پیدا کردن یک «پوست کلفت» باشد.

 ** حساسیت کودک را نسبت به دست‌انداختن، کاهش دهید.

   به کودک بیاموزید که با اصلا پاسخ ندادن، به دست انداختن دیگران خاتمه دهد.

   * موقعیت را نمایش دهید. بگذارید کودک، نقش اذیت کننده و والدین نقش کسی را که دست انداخته می‌شود، ایفا کند. اجازه دهید کودک ، با همان جملاتی که در مورد خودش به کار رفته است، پدر و مادرش را دست بیندازد. این‌کار به او کمک می‌کند که به چنین رفتارهایی عادت کند و همچنین فرصتی می‌یابد تا در مورد بی‌توجهی به آن ها درسی بگیرد. با رفتار خود، نشان دهید چه‌طور به این‌گونه رفتارها واکنش نشان نمی‌دهید و صرفا سرتان را برمی‌گردانید و می‌روید.

 

   * تمرین کنید. اکنون، نقش‌ها را عوض کنید و بگذارید کودک، نقش قربانی را بازی کند. به او چند حرف ملایم بزنید و لقب‌هایی بدهید و او را وادارید که تمرین کند به آن‌ها بی‌توجهی نشان دهد. از روی فهرستی که قبلا تهیه کردید، عمل کنید و ناراحت‌کننده‌ترین حرف‌ها را در آخر دربیاورید. هدف شما این است که کودک آنچنان به این رفتارها عادت کند که به طور خودکار به آن‌ها پاسخ ندهد. او را تشویق کنید. در این هنگام اگر کودک، واکنش عاطفی از خود نشان داد، جلسه را متوقف کنید و یا به جمله ملایم‌تری برگردید.

   * به کودکتان روش‌های کسب آرامش تدریجی را بیاموزید، تا هنگامی که می‌خواهد آرام بماند، آن‌ها را به کار بگیرد.

** پاسخ جدیدی را به کودک، آموزش دهید.

گستره پاسخ‌ها را افزایش دهید و جایگزین‌های ممکن را تمرین کنید.

    *نقش بازی کنید. یکبار دیگر وانمود کنید که شما قربانی هستید و کودک می‌خواهد شما را دست بیندازد.  پاسخ‌های مختلفی را تمرین کنید: «مسخره است. مادر من اصلا چکمه نداره» و یا اینکه این رویکرد را بیاموزید: «من میدونم که چه هدفی داری، ولی به اون نمی‌رسی. من تصمیم ندارم از کوره دربرم.»

    *گاهی بهترین دفاع کودک می‌تواند پاسخی مناسب و خوب باشد. یک زبان سریع، ابزار خوبی است. به کودک کمک کنید تا پاسخ‌های مناسبی را بیاید و سپس استفاده از آنها را با او تمرین کنید.

      موقعیت را شبیه‌سازی کنید . با استفاده از جمله‌هایی که به صورت فهرست درآورده‌اید، کودک را وادارید که پاسخ‌ها را تمرین کند. با انتخاب‌هایی شروع کنید که برای کودک راحت‌تر هستند.

       با یک هم‌پیمان، تمرین کنید. یک خواهر یا برادر و یا یک دوست خوب، ممکن است مایل به کمک  باشد. اجازه دهید با همدیگر، موقعیت‌ها را دوباره از نو، اجرا کنند. ممکن است به آن ها خوش بگذره!

     برای تمرین به ملایمت و و بی‌هوا کودک را دست بیندازید. و زمانی که چنین به نظر می‌رسید که او می‌تواند پاسخ مناسبی بدهد، رفتار دوستانه‌تان را کمی غیر دوستانه‌تر هم بکنید.

 ** تلاش‌های کودک را تقویت کنید.

 زمانی که کودکتان روش موثری را یافت. او را مورد حمایت و تشویق خود قرار دهید. فرض کنیم او همیشه زمانی که برادرش سر میز شام سربه سرش می‌گذاشت، فرار می‌کرد؛ ولی حالا بردبارانه می‌نشیند و شام می خورد. این رفتار گاهی در مسیر درست است. این مسئله را به او بگویید. فرض کنیم وقتی کودکی، «سارا » را برای موهای فرفری‌اش دست انداخت، «سارا» از او کناره گرفت و رفت. در این هنگام به او، بگویید که چه‌کار مشکلی را انجام داده است و شما چه‌قدر افتخار می‌کنید که این‌گونه رفتار کرده است. سپس، یک خوراکی با همدیگر بخورید.

 

منبع:

چگونه با کودکم رفتار کنم؟  دکتر سهامی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: والدین , مطالب معلمان , مطالب مدیریتی , مطالب تربیتی


تاريخ : ۱۳٩۱/۱/٢٦ | ٩:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مدیریت دبستان | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.