نفس انسان در آغاز آفرینش، سالم، صاف و بی‌آلایش است و تحت هر نوع تعلیم و تربیتی که قرار بگیرد به همان سرشت درمی‌آید.

اگر تعلیم و تربیت و بر اساس فطرت پاک و استعدادهای درونی انسان باشد، او انسانی پاک، وارسته و با اخلاق دینی پرورش می‌یابد و اگر تربیت شخص بر فساد اخلاقی و معیارهای غیرالهی مبتنی باشد، فرد فاسد و بی‌ایمان خواهد شد.

 

اصل 9  : محبت، نیاز مستمر

انسان فراتر و بالاتر از حیوانات قرار دارد. حیوان وقتی محل امنی برای زیستن داشته باشد و غذایی برای خوردن، وقت خود را یا به استراحت و یا به بازیگوشی می گذراند .


ولی انسان وقتی نیاز های اولیه اش تا حدی مرتفع می شود، نیازهای جدیدی رابه میدان می آورد.
از جمله این که انسان ها از اولین سال های زندگی می خواهند علاوه بر جای فیزیکی و آشکار ، جایی نیز در قلب های دیگران داشته باشند ، یعنی نشان می دهند که طالب محبت دیگران هستند.

این نیاز مستمر و حیاتی برای زندگی روحی و معنوی انسان است.

همان گونه که وجود هوا برای تنفس و حیات جسمانی ما یک ضرورت مستمر است، احساس محبت نیز یک ضرورت مستمر برای حیات روحی ماست .

از این رو باید توجه داشته باشیم که برای تنبیه کودک نباید او را از محبت محروم کنیم، بلکه می توانیم از روش ها و ابزارهای دیگری، به خصوص "توجه"و "بی توجهی " استفاده کنیم.

 

اصل 10 : اندیشه، جوهر انسانیت

عقل و اندیشه انسان، پایه و اساس انسانیت را می سازند. رشد انسان در اصل و اساس وابسته به رشد عقلی اوست. برای مقایسه رشد شخصیت انسان ها باید میزان رشد عقلانی آن ها را مدنظر قرار دهیم.

بر این اساس لازم است در تربیت فرزند به رشد عقلانی او توجه کرده، تفکر عقلانی او را تقویت کنیم.

این تقویت نه تنها به لحاظ فردی دارای اهمیت است، که به لحاظ اجتماعی و برقراری رابطه هایی سالم و سازنده در اجتماع نیز ضروری است .

به این جهت در تربیت باید زمینه لازم برای رشد و شکوفایی استدلال عقلانی فرزندمان را فراهم آوریم. و لذا می بایست که سخن و عمل مبتنی بر اندیشه را در متربی تقویت کرده، عملا نشان دهیم که تسلیم سخن حق و درست هستیم ،حتی اگر عملا بر خلاف میل و خواست ما باشد.

 

اصل 11: احساس کرامت

هر کس شناختی از خود دارد، خودی که درحال حاضر هست و خودی که می خواهد باشد. شناخت ما از خودی که هستیم، تصور از خود یا خودپنداره نام دارد و شناختی از آنچه می خواهیم باشیم دارم، منآرمانی گفته می شود.

 

اگر آنچه در مورد خود می شناسیم، همراه با کرامت و عزت نفس باشد، ما را بیشتر به سمت کمال و ارزش های مثبت سوق می دهد، ولی اگر خود را موجودی پست و بی ارزش بدانیم، بیشتر به سمت پستی ها و آلودگی ها سوق پیدا می کنیم.

مهم ترین مبنا برای این که خود را ارزشمند بدانیم این است که به ارزش واقعی انسان توجه داشته باشیم و انسان را با ملاک هایی چون پول و یا قضاوت دیگران، مورد ارزیابی قرار ندهیم. به عبارتی باید در تربیت به فرزندمان بگوییم که او از آن جهت که یک انسان است و دارای کمالات انسانی است، ارزشمند است. این احساس ارزش می تواند او را از آسیب های بسیاری مصون بدارد.

 

اصل 12: کنترل کننده های رفتار

مربیان برای کنترل رفتارهای کودکان و نوجوانان از ابزارهای مختلف تنبیهی و تشویقی استفاده می کنند. در میان همه روش ها و ابزارها ، "توجه" به عنوان موثرترین آن ها به شمار می آید. به کمک "توجه" و کنترل به موقع آن می توانیم رفتارهای متربی را در جهت مطلوب سوق دهیم، مشروط بر آن که:

 
1- از توجه کردن به عنوان تقویت کننده یا پاداش استفاده کنیم.
2- رفتار درست و مطلوب را برای خود دقیقا مشخص کنیم.
3- از توجه و بی توجهی به شکل نظام دار استفاده کنیم.
4- از توجه به شکل پیوسته استفاده نکنیم بلکه به شکل سهمی از آن بهره بگیریم.
5- مقدار توجه و بی توجهی باید متناسب با رفتار ، تغییر پیدا کند

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: والدین , مطالب معلمان


تاريخ : ۱۳٩٠/۱٢/٢٢ | ٢:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : مدیریت دبستان | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.