هیچ‌کدام از ما نمی‌توانیم مطمئن باشیم که تا آخر عمر سالم می‌مانیم و به هیچ بیماری‌ای مبتلا نمی‌شویم. همه انسان‌ها در سنین مختلف و به دلایل متفاوت دچار بیماری می‌شوند و با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. مریض شدن، خواه‌ناخواه روی جسم و روح ما تاثیر می‌گذارد و می‌تواند به هر دو آسیب بزند. در کانون خانواده وقتی یکی از اعضا بیمار می‌شود، بر افراد دیگر نیز تاثیر می‌گذارد و بیماری در خانواده می‌تواند روابط بین اعضای خانواده را تحت‌الشعاع قرار دهد. بچه‌ها آسیب‌پذیرترین افراد در خانواده‌اند و در مواقعی که خودشان یا والدینشان بیمار باشند ممکن است آسیب‌های جدی روحی را متحمل شوند


 بیماری والدین

وقتی یکی از والدین بیمار می‌شود باید بداند چگونه با فرزندش مواجه شود و بیماری را چطور برایش توضیح دهد. پدر و مادر باید بدانند بیماری آنها بر فرزندشان چه تاثیری دارد. دکتر غزال زاهد، روانپزشک و فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان و خانواده درمانگر، در این باره می‌گوید: کودکان بخصوص در سنین پایین‌تر وابستگی کامل عاطفی به مادر و پدر داشته و نیازهای جسمانی و روانی کودکان از سوی والدین برطرف خواهد شد. در صورت بیماری یک یا هر دو والد، تاثیرات عمیق و گاه شدیدی در روند زندگی کودک پیش می‌‌آید که این تاثیرات بر حسب سن کودک، شدت بیماری و ناتوانی والد، سرشت کودک و وجود آسیب‌پذیری روانی قبلی وی، حمایت محیطی و حمایت خانواده در جهت برآوردن نیازهای کودک متفاوت خواهد بود.

دکتر زاهد ادامه می‌دهد: در مواردی که یکی از والدین بیمار باشد، ممکن است والد بیمار یا هر دو والدین از موضوع مراقبت جسمی و عاطفی فرزندشان به درجات مختلف غافل شوند و کودک به حال خود رها شود یا بعکس به واسطه جبران بیماری والد، توجهات بیش از حد و غیرضروری به کودک شده و به لحاظ تربیتی اثرات منفی بر کودک بگذارد.

وی در مورد این‌که چگونه بیماری والدین را برای بچه‌ها توضیح دهیم، می‌گوید: متناسب با سطح شناختی و تکاملی کودک، بیماری والدین را برایش توضیح می‌دهیم و باید احساس کودک را راجع به آن بپرسیم و در صورتی که در کودک احساس ترس، ناامنی یا احساس گناه در مورد بیماری والدین وجود داشت آن را برطرف کنیم.

این متخصص ادامه می‌دهد: والد غیربیمار باید توجه کافی و منطقی و متناسب با سن کودک را به فرزندش داشته باشد و مشکل طبی والد بیمار را برای او توضیح دهد و از کودک در زمینه امور روزمره و شراکت در پرستاری از والد بیمار کمک بخواهد تا او نیز احساس کند عضوی از خانواده است، چرا که مشارکت در امور خانواده به فرزندان آرامش می‌دهد. دکتر زاهد معتقد است: بیماری مادر تاثیر بیشتری روی فرزندان خواهد کودک، وظیفه حساس مادری و تامین نیازهای جسمانی و عاطفی و روانشناختی کودک است و طبیعتا احساس ناامنی و بی‌پناهی و کمبودهای شدید در زندگی روزمره به دنبال بیماری مادر وجود دارد، اما بیماری پدر نیز اثرات منفی دارد که گرچه بشدت تاثیر بیماری مادر نیست، ولی می‌تواند مهم باشد.

بیماری فرزندان

وقتی فرزند خانواده بیمار می‌شود پدر و مادر بشدت از این موضوع ناراحت هستند و تمام تلاششان را برای بهبود فرزندشان می‌کنند، اما بیماری چه تاثیری بر روح و روان بچه‌ها می‌گذارد و آنها چه برخوردی با بیماری خودشان می‌کنند؟ پدر و مادر باید چگونه با بیماری فرزندشان کنار بیایند؟

دکتر زاهد می‌گوید: حدود 2 تا 3 درصد کودکان در جامعه دچار اختلالات طبی شدیدی هستند و عملکرد اجتماعی و تحصیلی آنها تداخل قابل توجهی دارد. عواملی که در پاسخ کودک به بیماری و برخورد او تاثیر می‌گذارد، شامل حاد یا مزمن بودن بیماری، مرگبار بودن بیماری، ایجاد معلولیت دائمی یا قابل رویت، سن کودک، فاکتورهای شخصیتی نظیر اضطراب یا مقابله‌جویی، عملکرد خانواده، ارتباط با همسالان و عقاید فرهنگی است.

وی ادامه می‌دهد: واکنش‌های کودک به بیماری و بستری شدن می‌تواند شامل اضطراب، پسرفت رفتاری، تغییرات خلقی و تغییر در خواب و اشتها باشد.

بچه‌ها در سنین مختلف برخورد خاصی با بیماری دارند و در هر مقطع سنی بیماری را با مفهوم متفاوتی درک می‌کنند به طوری که کودکان 3 ساله فهم ناچیزی از مفهوم بیماری در ذهن دارند و بیماری را به عنوان یک عامل خارجی می‌بینند که باعث ناراحتی و درد می‌شود. بچه‌ها در این سن کاملا از درد و ناراحتی به مراقبانشان پناه می‌برند.

کودکان 3 تا 7 ساله در رویارویی با بیماری ممکن است، احساساتی نظیر طردشدن و نادیده گرفته شدن یا تنبیه‌شدن به خاطر خطاهایشان را تجربه کنند.

کودکان 7 تا 12 ساله بیمار سعی می‌کنند بر ترس از مرگ یا از دست دادن کنترل غلبه کنند. این گروه از کودکان آگاهی بیشتری از مفهوم بیماری دارند، اما کماکان ممکن است معتقد باشند کارهای خطایی انجام داده‌اند که دارند تاوان آن را می‌دهند که باید برایشان در مورد بیماری توضیح بیشتری داده شود و آنها را از مفهوم بیماری و بیمار شدن آگاه کرد.

نوجوانان 13 تا 18 ساله عمدتا در ارتباط با شکل ظاهری و فاصله گرفتن و از دست دادن دوستان و همسالان و ترس از وابستگی ممکن است نگرانی‌هایی داشته باشند و با این‌که نسبت به کوچک‌ترها درک و توانایی بیشتری در ارتباط با تجزیه و تحلیل و پذیرش بیماری دارند، اما کماکان بروز رفتارهای نامتناسب با سن یا اعتقاد به این که تاوان اشتباهی را بپردازند ممکن است وجود داشته باشد که باید رفع شود.

دکتر زاهد معتقد است: در صورت وجود بیماری در کودک، والدین باید متناسب با سن و سطح انتزاع فکری کودک آن را برای وی توضیح و به او اطمینان دهند که تمام تلاششان را در جهت برخورد با بیماری خواهند کرد و به این ترتیب حس اعتماد و اطمینان را به کودک بازگردانند. دادن اطلاعات راجع به بیماری و نوع گفتن آن به توانمندی‌های ذهنی کودک بستگی دارد. در چنین مواردی سعی بر این است که نیاز‌های کودک در حد معقول برآورده شود و تعادل در زمینه تربیت فرزند به واسطه پدید آمدن بیماری فعلی به هم نخورد.

این پزشک بی‌توجهی والدین به خواهر و برادرهای کودک بیمار را نکته مهمی می‌داند که سر منشأ مشکلات ارتباطی بعدی در بافت خانواده است. والدین باید حواسشان به همه فرزندانشان باشد و همه وقت خود را برای فرزند بیمار خود نگذارند و به تمام فرزندان توجه نشان داده و نگذارند این حس برای هیچ‌کدام از فرزندانشان ایجاد شود که والدینشان به آنها بی‌توجه‌تر از بقیه خواهر و برادرهایشان هستند.

حدیت‌السادات میرزایی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: والدین


تاريخ : ۱۳٩٠/۱٢/٦ | ۸:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : مدیریت دبستان | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.